![]() |
![]() |
|
| سکوت...سکوت...سکوت که می کنی چقدر شنیدنی می شوی |
|
دل جاي تو شد وگرنه پرخون كنمش در ديده تويي وگرنه جيحون كنمش اميد وصال توست جان را ورنه از تن به هزار حيله بيرون كنمش. " ابوسعيد ابوالخير " . . . درود بر دوستان خوبم براي مدتي از دنياي مجازي دور خواهم بود لطفا" در صورت به روز شدن اطلاع دهيد در اولين فرصت براي عرض ادب خواهم آمد. و اينكه : جا براي من گنجشك زياد است ولي به درختان خيابان تو عادت دارم. . . . يا حقيقت.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت توسط داوودمرادي سوران |
|
|
زيبايي هر صبح با طلوع آفتاب بيرون مي زند به گردگيري گلها مي رود و پيش از آنكه چشمش را دريا و آسمان به امانت بگيرند روبروي آبشارها مي نشيند تا راز رهايي را ـ مو به مو ـ برايشان فاش كرده باشد.
زبانش زبانزد آبهاي شور و شيرين است.
راه مي رود پروانه ها و طاووس ها بال و پر مي گيرند مي نشيند به رنگين كمان به استوا خط مي دهد برمي خيزد اورست استواري مي آموزد.
زيبايي هر شب به خانه بازمي گردد خرده هاي بهشت را از لباسش مي تكاند روبرويت مي نشيند و تمام شب زل مي زند به تمام تو.
داود مرادي فروردين 91 |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت توسط داوودمرادي سوران |
|
|
با درود به ياري خدا امسال نيز همچون سال گذشته به عنوان شاعر برگزيده ي چهارمين جشنواره ي شعر دفاع مقدس ( شهرستانهاي استان تهران ) انتخاب شدم . با هم اين دو شعر را به خوانش مي نشينيم :
«۱» پسرم كلاه جنگي به سر نداشت لباس پاسباني هم نه پسرم لباسهاي مدرسه تنش بود مادر نشاني ات را به تمام سربازها داده ست
آنروزها يك بار با دستاني پر چشماني خالي براي بدرقه رفت اين روزها اما هزار بار با چشماني پر دستاني خالي از استقبال برميگردد
حالا كه خيال بازگشت نداري بگذار بگويم در همين راه بود كه تاول پاي مادرت را تير زد در همين راه بود كه سپاه موهايش روسفيد بيرون آمد بي آنكه حتا يك قطره آب از آسياب انتظارش بيفتد.
و حالا سالهاست هر بار صداي انفجار در خانه مي پيچد ميفهميم باز پاي ياد تو در ميان بوده ست. مادر سرزمين بغضهاي خنثي نشده ست
ببخش كه ميگويم اين روزها مرگ عجيب به مادر فكر ميكند كاش برگشته بودي حتا شده در هيات يك چفيه ي سرخ ترا به شب زنده داريهاي هر روز مادرت برگرد بگذار اين سرباز دست خالي در جبهه هاي انتظار شكست نخورده باشد.
«۲»
پلاك انگشت انگشتر
جنگ تمام شده اما گنج هاي زيادي هنوز زير خاك پنهان است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت توسط داوودمرادي سوران |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
داودم
مرادی ام متولد زمستانی در تهران 1363 شاعر-خوشنویس آثار منتشر شده : سكوت شنيدني ........... 1388 نيامدنت مي آيد ............ 1389 دوستانی که تمایل به تهيه مجموعه شعرهاي سکوت شنیدنی و نيامدنت مي آيد دارندمیتوانندبه نشانی های زیر مراجعه نمایند: 1-تهران:خیابان انقلاب.روبروی دانشگاه.پاساژفروزنده.طبقه 1-.واحد 212.کتابفروشی خانه شاعران ایران. 2-تهران:ميدان انقلاب.خ فخر رازي.پلاك 61 واحد43.انتشارات پينار 3-کرج: چهارراه طالقاني شمالي.جنب كتابفروشي همورابي.کتابسرای یاس. |
| پیوندهای روزانه |
|
آنات بلاگفا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
نیامدنت می آید |
|
RSS
|