تبليغاتX
سكوت شنيدني
سکوت...سکوت...سکوت که می کنی چقدر شنیدنی می شوی
 

دل جاي تو شد وگرنه پرخون كنمش

در ديده تويي وگرنه جيحون كنمش

اميد وصال توست جان را ورنه

از تن به هزار حيله بيرون كنمش.

     " ابوسعيد ابوالخير "

 .

.

.

درود بر دوستان خوبم

براي مدتي از دنياي مجازي دور خواهم بود

لطفا" در صورت به روز شدن اطلاع دهيد در اولين فرصت براي عرض ادب خواهم آمد.

و اينكه :

جا  براي من گنجشك زياد است ولي

به درختان خيابان تو عادت دارم.

.

.

.

يا حقيقت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت   توسط داوودمرادي سوران | 

 

زيبايي

هر صبح با طلوع آفتاب

بيرون مي زند

به گردگيري گلها مي رود

و پيش از آنكه چشمش را

دريا و آسمان به امانت بگيرند

روبروي آبشارها مي نشيند

تا راز رهايي را

ـ مو به مو ـ برايشان فاش كرده باشد.

 

زبانش

زبانزد آبهاي شور و شيرين است.

 

راه مي رود

پروانه ها و طاووس ها بال و پر مي گيرند

مي نشيند

به رنگين كمان

به استوا  خط مي دهد

برمي خيزد

اورست  استواري مي آموزد.

 

زيبايي

هر شب به خانه بازمي گردد

خرده هاي بهشت را از لباسش مي تكاند

روبرويت مي نشيند

و تمام شب

زل مي زند

به تمام تو.

 

 

 

داود مرادي

فروردين 91

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت   توسط داوودمرادي سوران | 

 

با درود

به ياري خدا امسال نيز همچون سال گذشته به عنوان شاعر برگزيده ي چهارمين جشنواره ي شعر  دفاع

مقدس ( شهرستانهاي استان تهران ) انتخاب شدم . با هم اين دو شعر را به خوانش مي نشينيم :

 

 

«۱»

پسرم كلاه جنگي به سر نداشت

لباس پاسباني هم نه

پسرم لباسهاي مدرسه تنش بود

مادر نشاني ات را به تمام سربازها داده ست

 

آنروزها

يك بار با دستاني پر

چشماني خالي

براي بدرقه رفت

اين روزها اما

هزار بار با چشماني پر                                    

دستاني خالي

از استقبال برميگردد

 

حالا كه خيال بازگشت نداري

بگذار بگويم

در همين راه بود كه

تاول

پاي مادرت را تير زد

در همين راه بود كه

سپاه موهايش روسفيد بيرون آمد

بي آنكه حتا يك قطره آب

از آسياب انتظارش بيفتد.

 

و حالا سالهاست

هر بار صداي انفجار در خانه مي پيچد

ميفهميم باز

پاي ياد تو در ميان بوده ست.

مادر

سرزمين بغضهاي خنثي نشده ست

 

ببخش كه ميگويم

اين روزها

مرگ

عجيب به مادر فكر ميكند

كاش برگشته بودي

حتا شده در هيات يك چفيه ي سرخ

ترا به شب زنده داريهاي هر روز مادرت

برگرد

بگذار اين سرباز دست خالي

در جبهه هاي انتظار

شكست نخورده باشد.

 

«۲»

 

پلاك

انگشت

انگشتر

 

جنگ تمام شده

اما

گنج هاي زيادي هنوز

زير خاك پنهان است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت   توسط داوودمرادي سوران | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
داودم
مرادی ام
متولد زمستانی در تهران 1363
شاعر-خوشنویس
آثار منتشر شده :

سكوت شنيدني ........... 1388
نيامدنت مي آيد ............ 1389

دوستانی که تمایل به تهيه مجموعه شعرهاي
سکوت شنیدنی و
نيامدنت مي آيد
دارندمیتوانندبه نشانی های زیر مراجعه نمایند:
1-تهران:خیابان انقلاب.روبروی دانشگاه.پاساژفروزنده.طبقه 1-.واحد 212.کتابفروشی خانه شاعران ایران.
2-تهران:ميدان انقلاب.خ فخر رازي.پلاك 61 واحد43.انتشارات پينار
3-کرج: چهارراه طالقاني شمالي.جنب كتابفروشي همورابي.کتابسرای یاس.

پیوندهای روزانه
آنات

بلاگفا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
آرشیو موضوعی
نیامدنت می آید
پیوندها
استاد صراف غفاري
احمد هادي
منیره حسینی
غزال مرادي
مهسا محسنی
انسيه موسويان
فرزاد رنود
كورش جوادي
سپيد نوشته هاي سارا . ت
مهسازهيري
شيوا فراز مند
فاطمه گيلاني
حامد بصير
اديب(جواد نوري)
امين مرادي
سيده زييده حسيني
كارن خسرواني
قربان بهاري
نرگس نوذري
سميه محمديان
پژمان الماسي نيا
هزار كتاب
احسان حقيقي
نشست شيرين
مصطفي كيا چهار باغي
حسين ابراهيمي
اميد نقوي
اشرف السادات حسيني
نعمت اله ميرزابيگي
احمد فرجي
عباس عابد
محمد نقيان
احمدشوشی
شاهین علی محمد خانی
جهانگیر فرامرزی
ناز بوي
سعيد ربيعي
حاشیه
ماياماناس
محسن بنده اي
مسعود عباسی
فهيمه حسيني علي آباد
رضا باب المراد
سمانه میرزایی 2
محبوبه كيا
سامر نبی بخش
نیلوفر
مهری پاکدل
پویا صداقت
بهاره نوروزی
احمد کرد زنگنه
الهه وکیلی مطلق
نازنین براتی
پارسا کرامتی
عاطفه
بهار
ليلا فيروزمند
بهاره وفايي
فراز بهزادي
رنگ چشمان رعنا
فرزاد رفيعيان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM