X
تبلیغات
سکوت شنیدنی. . . . . . . داودمرادي سوران

سکوت شنیدنی. . . . . . . داودمرادي سوران

ما خانواده ي ثروتمندي بوديم اگر...اگر...اگر وصله ها فروختني بود.

 

با درود خدمت تمام دوستان بزرگوارم.

پیشاپیش سال نو بر شما و خانواده تان شادباش باد.سال دلخواهی برای تک تکتان آرزومندم.

و اما شعری قدیمی تقدیم شما بزرگان:

.

.

.

بهار

با جای خالی تو

پاییز است در پاییز.

نیامدن  چقدر به تو می آید

و هنوز   روز به روز

روی روزهای نیامدنت می آید.

آخرین روز اسفند هم دود شد

مثل تمام روزهای من

کنار ایستگاه هایی که قطارهایش

تنها

نیامدنت را برایم آوردند...



و آخر اینکه وبسایت دوست خوب شاعرم پویای صداقت عزیزم به روز است.پیشنهاد میکنم حتمن

سری به این ادرس بزنید :   www.bparde.com

 

یا حق / ارادتمند : داود مرادی / اسفند ۹۱

 

[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ ] [ داوود مرادي سوران ] [ ]

 

«۱»

ایستگاه

دور سرم میچرخد

مغزم  سوت میکشد

و قطار

قطره

       قطره

روی ریل گونه ام

راه می افتد.

 

به خودم می آیم

تو رفته ای.

 

 

«۲»

هرگز به هم نرسیدند

اما برای به هم رساندن ما هم

کوتاه نیامدند

 

ریل ها

طعم دوری را خوب چشیده اند.

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ ] [ داوود مرادي سوران ] [ ]

 

با درود

به ياري خدا امسال نيز همچون سال گذشته به عنوان شاعر برگزيده ي چهارمين جشنواره ي شعر  دفاع

مقدس ( شهرستانهاي استان تهران ) انتخاب شدم . با هم اين دو شعر را به خوانش مي نشينيم :

 

 

«۱»

پسرم كلاه جنگي به سر نداشت

لباس پاسباني هم نه

پسرم لباسهاي مدرسه تنش بود

مادر نشاني ات را به تمام سربازها داده ست

 

آنروزها

يك بار با دستاني پر

چشماني خالي

براي بدرقه رفت

اين روزها اما

هزار بار با چشماني پر                                    

دستاني خالي

از استقبال برميگردد

 

حالا كه خيال بازگشت نداري

بگذار بگويم

در همين راه بود كه

تاول

پاي مادرت را تير زد

در همين راه بود كه

سپاه موهايش روسفيد بيرون آمد

بي آنكه حتا يك قطره آب

از آسياب انتظارش بيفتد.

 

و حالا سالهاست

هر بار صداي انفجار در خانه مي پيچد

ميفهميم باز

پاي ياد تو در ميان بوده ست.

مادر

سرزمين بغضهاي خنثي نشده ست

 

ببخش كه ميگويم

اين روزها

مرگ

عجيب به مادر فكر ميكند

كاش برگشته بودي

حتا شده در هيات يك چفيه ي سرخ

ترا به شب زنده داريهاي هر روز مادرت

برگرد

بگذار اين سرباز دست خالي

در جبهه هاي انتظار

شكست نخورده باشد.

 

«۲»

 

پلاك

انگشت

انگشتر

 

جنگ تمام شده

اما

گنج هاي زيادي هنوز

زير خاك پنهان است.

 

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ ] [ داوود مرادي سوران ] [ ]

«  جـان غــزل  » عنوان نخستين مجموعه شعر دوست خوبم جناب مهندس اميد نقوي است كه توسط

انتشارات فصل پنجم در 104 صفحه به زيور طبع آراسته شده. این مجموعه در سه دفتر، با 47 شعر و

حاوی اشعاری با مضامین عاشقانه، اجتماعی و آیینی است.دوستانی که تمایا به تهیه ی اين مجموعه

شعر دارند ميتوانند به آدرس تهران-ميدان انقلاب-پاسا‍ژ ف روزنده-كتابفروشي خانه ي شاعران ايران یا

میدان انقلاب، ابتدای کارگر جنوبی، کوچه مهدیزاده، شماره‌ 4، واحد 1  انتشارات فصل پنجم مراجعه

نمايند.ضمن تبريك فراوان به جناب نقوي با هم غزلي از اين مجموعه را با هم ميخوانيم :

فدای جزر و مدّ نیش و نوشت ماه و ماهی‌ها

به قربـان نـگــاه تب فـروشت, روبه‌راهی‌ها

مـرا دریـا به خود می‌خواند از دوری مه آلوده

بیـا تـا محو اعمـاق تـو گردد این سیـاهی‌ها

تب این آبی آرام رویــایی جدا کرده

مرا با آیه‌ی تطهیر نامش از تباهی‌ها

تو اسم اعظم آرامشی؛ درگوش دریـاها

نمی‌گویند چیزی غیر نامت گوشماهی‌ها

خودم را می‌سپارم بر کف امواج و می‌دانم

به پایان می‌رسد دلشوره‌ی خواهی نخواهی‌ها

خوانش این کتاب را به تمام شعردوستان پیشنهاد میکنم.

 اما بيست و يكم آبان ماه برابر بود با يكصدوچهاردهمين زادروز علي اسفندياري – نيمايوشيج – كه براي

نو شدن شعر جاده را هموارتر كرد.اين روز را گرامي ميداريم.

 برف نيما  شنيدني تر ميشود اگر با صداي ماندگار فرهاد مهراد شنيده شود:

« گرته ي روشني مرده ي برفي

همه كارش آشوب

روي شيشه ي هر پنجره بگرفته قرار

من دلم سخت گرفته ست

از اين مهمانخانه ي مهمان كش روزش تاريك

كه به جان هم

نشناخته انداخته است »

 

دوست خوبم،شاعر و منتقد سركار خانم انسيه موسويان از روي لطف نگاهي به دو مجموعه شعر بنده

داشتند كه ضمن سپاس فراوان از ايشان با هم گزيده اي از اين نوشته را ميخوانيم:

نگاهي به مجموعه شعر داود مرادي : نيامدن چقدر به تو مي آيد

انسيه موسويان : " نيامدنت مي آيد " نام مجموعه شعر تازه ايست سروده داود مرادي سوران كه

انتشارات شاني آنرا منتشر و روانه ي بازار كرده است.پيش ازاين مجوعه شعر " سكوت شنيدني " از

همين شاعر توسط نشر پينار منتشر شده بود.مقايسه اي اجمالي ميان شعرهاي دفتر اول مرادي كه

سال 88 به چاپ رسيده بود با دفتر دوم اين شاعر – بهار 90 – نشان ميدهد كه شاعر اين دو مجموعه ب

رخلاف حفظ وجوهي مشترك ميان سروده هاي دو دفتر مسيري روشن و اميد بخش را پيموده است.

عشق، اين درد مشترك

مرادي در بيشتر سروده هايش راوي دغدغه ها و دلمشغوليها و بي قراريها و عواطف عاشقانه

است.گفتگوها و رازو نيازها و درد دلهاي عاشق با معشوقي كه گاهي دور و دست نيافتني ست و گاهي

نزديك و رو به رو.بخش مهمي از تصاوير شاعرانه اين دو مجموعه را تشكيل داده اند:

باران / طرح روسري ات / و معماي سرمه ات را / با هم / به هم ريخته ست.

اگر چه گاه شاعر پارا از عواطف شخصي فراتر مي نهد و سروده هايي نيز براي كودكان فلسطين ، مدرسه

و حسرت روزهاي كودكي و ...نيزدارد، اما " عشق " همچنان درد مشترك و درونمايه غالب سروده هاي

اين دو مجموعه است.

توجه به شگردهاي زباني داود مرادي در سروده هايش نشان داده است كه در كنار توجه به محتوا و

دورونمايه ، از زبان و فرم نيز غافل نيست.شاهد اين مدعا نمونه هاي بي شماري ست كه شاعر از كشف

هاي زباني و بازيهاي فرمي سود جسته است :

پاييز/ مهري داشت/ كه بر دل هر خيابان مي نشست/ب ر گ به ب ر گ ! نيامدنت مي ايد ص59

آسمان / برف برف / از پشت پلك زمستان / حرف / حرف /

من/ سطر / سطر / از سياه چشم هاي تو / سپيد / سپيد /   نيامدنت مي ايد ص 40

 كاربرد صنايع لفظي ومعنوي

در هر دو مجموعه شعر مرادي،شاعر از صنايع لفظي و معنوي براي بيان مفهوم مورد نظر خود بهره

فراواني برده است.تصويرآفريني هايي كه بر لفظ استوار است و در قالب تركيبات پارادوكس ارائه

ميشود.همچنين تضاد، ايهام تناسب و جناس از ديگر صنايعي ست كه نمونه هاي خوب و موفقي از آن در

سروده هاي اين دو كتاب ميتوان يافت كه تنها به ذكر چند نمونه اكتفا ميكنيم :

آنقدر دلنشين بود / كه ايستاده هم بر دل مي نشست... نيامدنت ص 61

هياهوي بادهاي همهمه گر هم / بيهوده بود / خبرها / از تو بي خبرند ... نيامدنت ص 39

قلب قلابم اگر درست زده بود / به گلوله ي هدف / ماهي عشق تو نيز/دروغ از آب درنمي آمد...

دريا / قاتل دل رحمي ست / كه آب از سرش گذشته... نيامدنت ص 43

خاطره ات گل ميكند/ميان ذهنم/وبيهوده نيست/ كه باتمام پروانه هاي جهان/ نسبت دارم..سكوت ص 37

نكته اي كه بايد در باره ي اين خصيصه شعر مرادي يادآوري كرد اين است كه كاربرد فراوان و مشابه برخي

ازاين آرايه ها در برخي از سروده ها كم كم شعر را به سمت كليشه شدن ميبرند.در حقيقت براي بار

نخست اين صنايع،كشفهاي زيبايي هستند كه مخاطب از آن لذت مي برد اما با تكرار و كليشه شدن آنها

راز اين زيبايي فاش ميشود و براي خواننده عادي و تكراري به نظر ميرسد.

 زبان رو به رشد

با يك مقايسه اجمالي ميتوان به اين نتيجه رسيد كه سروده هاي دفتر دوم به لحاظ زباني از پختگي و

فخامت بيشتري برخوردارند.اين تفاوت را با كنار هم گذاشتن دو شعر تقريبا مشابه از دو دفتر ميتوان

بخوبي دريافت :

بنشين / روسري ات را بردار / چقدر حرف نگفته دارد اين سرانگشتان من... سكوت شنيدني – ص 9

موهايت / راز بلندي ست / آبشاري ژرف / ژرف / كه هرگز / ميان انگشتانم / فاش نشد...

هر باركه تو بي پرده مي آيي / روسري ات را برمي داري/ و آرزوهاي مرا /به باد مي دهي...نيامدنت ص 5

تشكر مجدد از خانم موسويان و شما كه وقتتان را صرف كرديد.

 متن كامل اين نقد در روزنامه ي قدس شماره ي 6820 در ص 5 موجود ميباشد.

و آخر اینکه :

« از دستان من نياموختي

كه من براي خوشبختي تو

چقدر ناتوانم

مي خواستم با ادبيات پراكنده ي شعر

تو را خوشبخت كنم» 

احمد رضا احمدي

 

یک شعر از من در سایت طغیان

 

[ یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 ] [ ] [ داوود مرادي سوران ] [ ]

من درد مشترکم

                      مرا فریاد کن...

گرامی باد یازدهمین سالمرگ شیر آهنکوه مرد شعر ایران ، حضرت احمد شاملو (ع).

با درود

دوست خوب و شاعرم خانم غزال مرادی از روی محبت،نقدی بر کتاب دوم من"  نیامدنت می آید " نوشته اند که

ضمن سپاس از ایشان با هم به خوانش این نقد مینشینیم:

«هنر باید نه از طریق بیان احساسات شخصی بلکه از راه استفاده عینی از نماد های  جامع و فراگیر

خلق گردد» "توماس استنز الیوت"

زبان های  شرقی با استفاده از قابلیت های نمایشی و استعاری و کنایی  موجودشان با زبانهاي ديگر تمايز دارند.

زبان پارسی نیز قابلیت زیادی دارد البته ساختار نمایشی زبان های شرق دور را ندارد اما به نوبه خود پتانسیلهای

فراوانی دارد .

بیشترین کارکرد واژگانی که در این مجموعه جریان دارد.استفاده از بار استعاری  وچندمعنایی کلمات است .

شاعر  با بهره گیری از پتانسیل وچند معنایی کلمات  توانسته بازی های  زبانی را  در شعر  به کار  بگیرد .

 

بازی های زبانی:

آخرین روز اسفند هم دود شد

 اسفند دانه دانه دود شد

پتویم را می کشم ولختی خیالت را خجالت

ماهی عشق تو نیز/دروغ از آب در نمی آمد

(بیچاره مادر هزار پا /وقتی دخترش از جنگلی غریب دیر به خانه بر می گردد)

گرچه ابهام یکی از مولفه های هنر مدرن است اما شاعر علاقه ای به تاخیر معنا ندارد  و خواننده را دچار

سردرگمی نمیکند شعرها تک بعدی هستند.تصویر سازی ها در شعرهای موجود دراین مجموعه در قالب یک سطر

اتفاق نمی افتند بلکه در جریانی روایی یک شعر اتفاق می افتند به عنوان مثال شعر53

استفاده از ترکیب های اضافی –وصفی –تشبیهی در این مجموعه وجود دارد که البته  در شعر امروز توصیه به

استفاده کمتر از آنها است چرا که استفاده زیاد از آْنها به انتزاعی تر شدن متن می انجامد که از بار عینی وقابل

لمس بودن شعر می کاهد.

شعرهای کوتاه این مجموعه درنهایت ایجاز از مفهوم خوبی برخوردارندو همچنین شاعر به علت کوتاهی از بار

تصویری و مفهمومی آن غافل نشده است به عنوان مثال :

 هرگز به هم نرسیدند/اما برای به هم رسیدن ما هم/کوتاه نیامدند/ ریل ها طعم دوری را خوب چشیدند

دستش به ماه نمی رسید /قلابش را برداشت /در حوض انداخت

من کور شده ای عشق توام /می بینی /نگران نباش /با خط بریل هم می توانم دوستت داشته باشم .

 

وجود آرایه های ادبی درشعرها نکته ی دیگری است که به آن میتوان اشاره کرد:

آرایه تضاد:

به شب نشینی دو چشمت دعوتم کن یک روز

پنجره باز /نطفه نگاهم بسته

 بهار با جای خالی تو/پاییز است در پاییز

 

تشبیه:

سرمه ای که تو به روزهای من کشیدی

 

واج آرایی:

به چشمه ی چشم های من نخند /آتشفشان می کند /وچشمه به چشمه به گریه می افتد

چه چهار راه مجهولی/که من چهل بار تمام مرده باشم

 به هوای هوای بارانی

 

استفاده از صورت نوشتاری کلمات :

ندیدن را از این سو نوشتیم /از آن سو خواندیم 

ادغام :((condedensation

 

با خاطره ی لبهایت خونابه می گریم

 دریا دارد آب می رود

روسریت را برمی داری و آرزوهایم را به باد می دهی

 

نوستالژی وسنت های ایرانی:

آخرین روزهای اسفند هم دود شد

 بیهوده نیست که امسال هم سال ببر است

کوچه ی لی لی  با لیلا وخواهرانم

کوچه ی نذر باران برای شفای درخت

 

وجود دیدگاه سنتی :

وجود دیدگاه سنتی شعر کلاسیک در چند شعر این مجموعه به چشم می خورد در برخی از آنها روند

نیز روندی کلاسیک است اما در بعضی دیگر فقط گزینش کلمات است که کلماتی آرکائیک هستند

تنها یکی دو جفای دیگر/شعر 16

شعر 25-که فضای شعر نمود غزل هاست تصویری ایرانی وسنتی.

 

درپایان به شاعر این مجموعه تبریک می گویم چرا که هر کتاب تجربه ای است در جهان شخصی واجتماعی شاعر

برای آنکه گامهای بلندتری بردارد.                  با احترام             غزال مرادی              18/03/90

 

ضمن تشکر از شما که وقتتان را برای خوانش صرف کردید،با هم دو شعر از اين مجموعه را ميخوانيم :

 

«۱»

دستش به ماه نمی رسید

قلابش را برداشت

و در حوض انداخت.

 

«۲»

پنجره ای برای دیدن تو

مدادی برای نوشتن تو

میزی برای اندیشیدن به تو

قایقی برای رسیدن به تو

 

چقدر به تو وصل میکنند مرا

این درختان قطع شده.

 

[ شنبه یکم مرداد 1390 ] [ ] [ داوود مرادي سوران ] [ ]